برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید


ثبت نام  راهنماي انجمن  جستجو  ليست اعضا  گروه هاي كاربران    ورود


ارسال يك موضوع جديد  پاسخ به يك موضوع

وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم....

 
نويسنده پيغام
ganjineh
ارسالزمان ارسال: شنبه Feb 28, 2009 8:52 pm    موضوع: وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم.... پاسخ بصورت نقل قول

مدیر انجمن
مدیر انجمن

تاريخ عضويت: 14 Feb 2009
ارسالها: 130


وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم....

در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!

در طبقه نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد!

در طبقه هشتم جولی گریه می کرد،چون نامزدش ترکش کرده بود.

در طبقه هفتم دنی را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزه اش را می خورد!

در طبقهششم هنگ بیکار را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تابلکه کاری پیدا کند!


درطبقه پنجم آقای وانگ به ظاهر ثروتمند را دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.

در طبقه چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!

در طبقه سوم پیرمردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!

در طبقه دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بود... زل زده است!

قبل از پریدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.

اما حالا می دانم که هرکس گرفتاری ها و نگرانی های خودش را دارد.

بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم آن قدرها هم بد نبود!

حالا کسانی که همین الان دیدم دارند به من نگاه می کنند.

فکر می کنم آنها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضع شان آن قدرها هم بد نیست!

مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
بازگشت به بالا
دیدن پروفایل کاربرانارسال پیغام خصوصی

مطالب خواندنی در ایمیل شما

Delivered by FeedBurner

نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:   
ارسال يك موضوع جديد  پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1